فعلاً که هیچ!

۲۳ مطلب با موضوع «اخلاقی» ثبت شده است

شیرین ترین خاطره

دبیرکل حزب الله لبنان، حجت الاسلام و المسلمین سید حسن نصرالله (دامت برکاته)، در پاسخ به سؤالی درباره‌ی شیرین‌ترین خاطره‌اش از دیدارهایی که با رهبر انقلاب داشته است، به ذکر یکی از خاطراتش با ایشان پرداخت و گفت:


«در سال‌های ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ به‌دلیل سختی‌ها، چالش‌ها و خطرات بسیار، مراحل سختی را سپری می‌کردیم و خسته شده بودیم. طبیعتاً آن موقع من جوان بودم، محاسنم کاملاً سیاه بود و باری که بر دوش داشتم، فراتر از طاقتم بود...

۰ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
حِ شین

آخرین نامه

.

.

آخرین نامه که از کربلا به مدینه فرستاده شد چنین بود:

از حسین بن علی به محمد (حنفیه) پسر علی و هر کس از قبیله بنی هاشم که نزد اوست.


بِسْمِ اللّه ِ الرَّحْمنِ الرَّحیم


امّا بَعد: فَکأنَّ الدُّنیا لَمْ تَکُنْ وَ کأنَّ الْآخِرَةَ لَمْ تَزَلْ وَ السَّلام؛


 به نام خدای بخشنده مهربان
امّا بعد، پس گویی هرگز دنیایی نبوده و گویا هماره آخرت است والسلام.

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حِ شین

مُهر خادمی

.

.

توفیق شده است که به مدت حدود سه هفته، مُهر خادمی امامین عسکریین را بر پیشانی داشته باشم.

امروز (1 / 1 / 98) در حرم امام هادی و امام حسن عسکری علیهما السلام با رفقای دانشگاه جلسه ی ذکر توسلی داشتیم. بعد از جلسه، یکی از بچه ها صدایم زد. کنارش پسری بود. مشخص بود عراقی است. گفت که کمی با او صحبت کنم. فارسی متوجه نمی شد. نامش مصطفی و اهل بصره بود. رفتارش خیلی پخته بود. صحبت کردنش، نگاه هایش، راه رفتنش. ریش نداشت. ولی در عین حال رفتارش مرا وا داشت که گمان کنم سنش در حدود 24 یا 25 سال باشد. خیلی با وقار راه می رفت. حرف هایش متین و شمرده شمرده بود. سوالاتی که در مورد کشورش می پرسیدم را محترمانه و صبورانه پاسخ می داد. گاهی کلماتی را که ناظر به فرهنگشان بود به کار می بُرد. لذا آن ها را متوجه نمی شدم. مثلاً یکی از آن کلمات، «قضا» بود. وقتی از معنای آن سوال می کردم؛ بدون هیچ گونه گلایه ای معنای آن کلمه را توضیح می­داد و گفت: «هر منطقه ای به یک سری "اقضیه" تقسیم می­شود. مثلاً بصره در بین تمام استان­ها دارای بیشترین تعداد اقضیه است. تنها قضای ما حدود 700 شهید را تقدیم کرده است».

فهمیدم که عمویش و پسرعموی پدرش در جنگ اخیر عراق، به شهادت رسیده اند. خودش هم در این جنگ اخیر شرکت داشت. در مورد شروع جنگ گفت. از فتوای مرجعیت صحبت کرد. از ارادت خودش، خانواده اش و مردم کشورش به مرجعیت گفت. از این هم گفت که وقتی فتوا به گوششان رسیدید چه غوغایی در آنها بوجود آمد. تقریباً از همه چیز جنگ اخیر گفت.

از تیپ رفتارش خیلی خوشم آمد. واقعاً کنجکاو شده بودم که

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حِ شین

آدم شدن چه مشکل!

عجیبه واقعاً!

مثل همیشه از کنارم رد شد و آرام گفت: «دوست داشتی دعا کن!»

منم مثل همیشه گفتم: «دوست دارم!»

اینبار رد شد و گفت: «دعا کن آدم شیم!»

در جواب چیزی نگفتم ولی در عوض با خودم گفتم: «کاش آنهایی که آدم نیستند این را بگویند»...

جرأت نمی کنم بگویم همه چیز دنیا بالعکس است، ولی انصافاً حداقل بعضی چیزها بالعکس جلوه می کنند...

۸ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
حِ شین

سرچشمه اعتراضات به مواد دینی و اصول معنویت

سرچشمه صدها و هزارها اعتراض که به مواد دینى و اصول معنویت از زبان‌هاى مختلف مى‌شنویم و ایرادها و انتقادهاى گوناگون که از آشنا و بیگانه به تعلیمات دینى و رسوم خداپرستى مى‌شود، انعکاس همان روح مادیت مى‌باشد!

 وگرنه براى هر متتبع منصف کاملًا روشن است که هر یک از این اشکالات تازگى نداشته و مخصوص این عصر (که آن را عصر علم مى‌نامیم) نبوده و با سابقه ممتد و طولانى، بارها و بارها مورد بحث و کنجکاوى قرار گرفته و معترضین با دریافت پاسخ خود راه خاموشى را پیش گرفته و اشکال خود را به دست فراموشى سپرده‌اند.


آرى آنچه خاموش نمى‌شود و با کمترین بهانه‌اى به رویه بى‌منطق خود دعوت کرده و مشاجره و کشمکش را از سرمى‌گیرد، همان روح مادیت است که گاه و بى‌گاه با تماشاى مناظر دلفریب طبیعت و شنیدن تلقینات سحرآمیز عواطف و احساسات درونى و توجه به گرفتارى‌هاى روزافزوان و بیرون از شمار مادى، بى‌این‌که کمترین التفاتى به راهنمایى عقل سلیم نماید، همه حواس درونى انسان را که مملو از شعور و اراده مى‌باشند به سوى ماده سوق داده و زبان به نکوهش معنویات که سنگ جلو پاى وى مى‌باشند مى‌گشاید.

علامه طباطبایی قدس سره
بررسی های اسلامی ، ج۱، ص۲۴۲

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حِ شین

فجر امسال، فجر فاطمی...

بسم الله الرحمن الرحیم

فجر فاطمی

ساعت 8 شب بود. کاری پیش آمده بود که بایستی به بیرون دانشگاه می­رفتم. با یکی از دانشجویان دوره ی دکتری هم­سفر شدم. جهت اینکه زمان، به سکوت سپری نشود، بحثی علمی را پیش کشیدم؛ جبر و اختیار(!)؛ که گفت:

«به نظر می رسد که بحث از جبر و اختیار چندان فایده­ مند نباشد»!!

یک مقدارَکی جا خوردم! سپس توضیح داد:

«مثلاً از موهبتی که خداوند به شخصی تفضل کرده است می­پرسید که چرا...، چرا چنین موهبتی به او داده شده است، اما به من نه؟! غافل از اینکه این مسأله می­تواند دارای عوامل فراوان و البته متعددی باشد که فهم آن­ها جز برای اهل معنا میسر نباشد.»

گوش­ هایم را تیزتر کردم تا دقیق متوجه شوم چه چیزی در پس این حرف­ هایش خوابیده است و او در پی چیست که ادامه داد:

«فرض کنید که هفت نسل پیش، این شخص را مادر بزرگی بوده باشد و روزی این مادربزرگ دستان خود را بالا می­گیرد و دعا می کند که خداوند متعال، در ذریه­ اش، عالِم و خدمت­گزاری به اسلام قرار دهد. حال این دعا پس از هفت نسل(!) مستجاب شده است و به این آقا که از ذریه­ ی آن مادربزرگ است، چنین موهبتی اعطا شده است. خُب...! ما کجا و فهم این امر کجا؟! جز اهل معرفت چه کسی را یارای فهم این امور است؟!»

راست می­گفت؛ بعضی چیزها را باید چشید تا فهمید...

*******

بی­ شک عوامل بسیاری دست به دست، داده ­اند تا انقلابی که در ایران، با نام مبارک "اسلام" به پا خاست

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حِ شین

یک لحظه، یک لحظه است... (بازی ایران-ژاپن)

✨✨ من بُیوت الوحی ✨✨

💠الإمام علی علیه السلام:

منِ اشتَغلَ بالفُضولِ فاتَهُ مِن مُهِمِّهِ المَأمولُ.

حضرت امیر علیه السلام میفرمایند:


⏪کسى که به زوائد(چیزهاى کم اهمّیت) بپردازد،هدف مطلوب از دستش می رود.

📚غرَر الحِکَم


یک لحظه، یک لحظه است...

قدر لحظه هایمان را بدانیم...

صلوات

۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
حِ شین

یک نوع نگرش

داشتم با خودم فکر میکردم که اگر انسانی بخاطر من، سختی بکشه؛ من چه احساسی پیدا میکنم؟ یا اینکه اگر همین انسان بعداً یک خطایی ازش سر بزنه؛ آیا اینطور نیست که من به راحتی اون رو میبخشم؟

.

حالا اگر یک عده دسته جمعی خودشون رو به خاطر من به زحمت بندازن، چی؟!

 .

احساس میکنم الان که در وضعیت اقتصادی نابسامانی قرار گرفتیم، نوع نگاه ما به قضیه، میتونه خیلی چیزها رو عوض کنه...

 .

===============================

.

.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حِ شین

کار را برای خدا نکنید!!

.

کارتان را برای خدا نکنید؛ برای خدا کار کنید!

تفاوتش فقط همین اندازه است که ممکن است حسین(ع) در کربلا باشد و من در حال کسب علم برای رضایت خدا ...!

 شهید سید مرتضی آوینی

.

.

==========================

.

در اتاق مشغول مطالعه بودم که یکی از هم اتاقی هایم، همینطور به یکباره گفت: «کارتان را برای خدا نکنید!»

.

لحظه ای با تعجب نگاهش کردم!

.

داشت به صفحه ی موبایلش نگاه می کرد.

.

معلوم بود دارد از روی متنی می خواند. بعد ادامه داد: «برای خدا کار کنید!»

.

نگاهم را دقیق تر کردم. حواسش نبود که دارم نگاهش می کنم. بعد آرام زیر لب گفت:

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حِ شین

خمینی

بسم الله الرحمن الرحیم

خمینی

خمینی عزتی داشت که هیچ­گاه شکسته نشد، چرا که پیوستگی­ ای ناگسستنی با عزت مطلق برقرار کرده بود: «مَن کان یریدُ العزَّةَ فللّه العزّةُ جمیعًا». این را می­توان از تک ­تک عباراتِ سخنانش، نوشته­ های موجودش در کتب و نامه ­هایش به وضوح نظاره ­گر شد. آنجا که به شاگردش –آقای منتظری- که خود، او را «حاصل عمرم» می­خوانَد؛ فرمود: «واللّه‏ قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را ساده ‏لوح می‏دانستم که مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیلکرده که مفید برای حوزه‏‌های علمیه بودید و اگر اینگونه کارهاتان را ادامه دهید مسلماً تکلیف دیگری دارم و می‏‌دانید که از تکلیف خود سرپیچی نمی‌‏کنم.» این کلمات تجسم بزرگواری و عظمت روحی است که خمینی آن را تهذیب و تزکیه کرده بود.

بار دیگر با این پیش­ فرض، به چشمان خمینی نگاهی بیفکن...

با همین پیش­فرض خطابه­هایش را گوش فرا ده، نامه­ هایش را بخوان...

صحیفه­ ی او، نه تنها ثبت و ضبط تاریخ؛ بلکه درس اخلاق و جلوه­ هایی از نور و تزکیه است، محرّکی است شگفت؛ عمقی دارد به ژرفای دریاها...

می­توان روح لطیف اما پرصلابت خمینی را در میان کلماتش یافت، کافی است صحیفه را که سند عمل خمینی به دین اسلام است را یک دور بخوانی...

بماند کتاب «اربعین»ش، که خود فصلی دارد مجزّا...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حِ شین