در جستجوی حقیقت

I'm nothing and at the same time I'm everything

در جستجوی حقیقت

I'm nothing and at the same time I'm everything

در جستجوی حقیقت

دانشجوی رشته ی فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام صادق علیه السلام

hasanshavahedi@gmail.com

https://www.aparat.com/velayat76

طبقه بندی موضوعی
پیوندها

۱۳ مطلب با موضوع «اخلاقی» ثبت شده است

۲۱
دی

بسم الله الرحمن الرحیم

«لسان حق» فراتر از «زبان لق»
وطن امروز؛ ۲۰ دی ۱۳۹۷
ح‌سین ق‌دیانی:

فردا جمعه است و بنایم در نخستین سطور این متن، گرامی‌داشت آیت‌الله جنتی؛ پیرمرد دوست‌داشتنی همیشه همراه انقلاب که از بس «منیت» ندارد، هیچ برایش سخت نیست که با آن همه سابقه در امامت جمعه، نمازجمعه را به امامت فردی قامت ببندد که به حیث سن و سال، حکم پسر ایشان را دارد! صدالبته دیگر ائمه جمعه سن و سال‌دار ما نیز حقیقتا اسوه‌های اخلاق حسنه هستند، همچنان که دیدیم آیت‌الله صدیقی چگونه گرم و گیرا استقبال کرد از حجت‌الاسلام حاج‌علی‌اکبری! این همه در حالی است که من و ما، گاه برای لایک یک پست درست اینستاگرامی، معادله انتگرال حل می‌کنیم! و چه محاسباتی! نکند طرف، پررو شود! اصلا او باید پای متن من بایستد! کی هست این حالا که من لایکش کنم! و چون از من کوچک‌تر است، بی‌خیال! مرد بهره‌ برده از تقوای الهی اما هرگز این محاسبات را ندارد! درود بر آیت‌الله جنتی! سلام و صلوات خدا بر ایشان! درسی دادند بس مهم جمعه هفته پیش به همه ما! گویی خطبه خواندند با رفتارشان! نیت اگر خدایی باشد، چه فرقی می‌کند که امام جمعه، بزرگ‌تر از سن تو باشد یا کوچک‌تر! این مفاهیم اخلاقی تمدن‌ساز البته مسبوق به سابقه است در «نظام جمهوری اسلامی» که نخستین ‌و مهم‌ترین ثمره «نهضت انقلاب اسلامی» است! آنجا که شهید بهشتی، نماز را به امامت حضرت آقایی اقامه می‌کند که بسی جوان‌تر از سیدالشهدای انقلاب اسلامی بود! و آنجا که امام جمعه محاسن‌سپید را در جبهه و جنگ می‌دیدی و با لباس خاکی! حال آیا زیبنده است به بهانه دفاع از ۴ تا حرکت مثبت خطبای جمعه جوان، جوری سخن بگوییم کأنه امثال آیت‌الله جنتی، غیرمردمی بوده‌اند و الساعه شق‌القمر شده! من می‌توانم شهادت حجت‌الاسلام حاج‌علی‌اکبری را برای این بخش از متن بگیرم که در مسیر مشی مردم‌دارانه، الگو و اسوه خطیب جوان، همین آیت‌الله جنتی و امثال ایشان بوده‌اند! از سویی جماعتی را می‌بینی که با اشاره به سن خطیب جوان، کلی مزه می‌پرانند که آیا مرد ۵۴ ساله هم جوان محسوب می‌شود؟! بله! ناظر بر سن اغلب ائمه جمعه، جوان محسوب می‌شود! همچنان که اول انقلاب، حضرت آقا در قیاس با آیت‌الله طالقانی، جوان محسوب می‌شدند! شگفتا! اول‌بار که رهبر انقلاب، امام جمعه تهران شدند، حتی از حجت‌الاسلام حاج علی‌اکبری هم جوان‌تر بودند! هیچ هم نرده‌ای نبود آن زمان! جوری بعضی‌ها در متنک‌ها و تحلیلک‌های خود ظلم می‌کنند به نظام که واقعا دل آدمی می‌سوزد برای مظلومیت جمهوری اسلامی! در فلان‌شهر، امام جمعه‌ای در اقدامی مثبت، نرده‌های حدفاصل مردم و مسئولان را برداشته، مع‌الاسف می‌بینی جماعتی از بدنه خودی‌ها هم چه اشعاری می‌بافند! و پاک یادشان می‌رود که این نرده‌ها اصلا نبود! لیکن وقتی صبح می‌دیدی این بزرگ را از دست داده‌ای و شب می‌دیدی آن امام جمعه را؛ حکم عقل این بود که در مصاف با دسائس گروهک‌ها، امر محافظت را جدی بگیریم! اساسا عده‌ای شهوت نق ‌زدن دارند! «شهوت» به‌معنای دقیق کلمه! روزی همه مجازستان را پر می‌کنند که چرا نمازجمعه‌ها نرده دارد و حالا که نرده‌ها در بسیاری از شهرها برداشته شده، نق و نقد دیگری! که نرده‌های اصلی، این نیست و آن است! و مشی مردمی، این نیست و آن است! و من حتم دارم که اغلب این نق‌زن‌ها، یک هفته هم قادر نیستند مثل امثال آیت‌الله جنتی در زی کامل طلبگی، زندگی کنند! ساده‌ترین خوراک و نازل‌ترین اتاق! کاش این همه بی‌انصاف نباشیم! قطعا کسی منکر نقد نیست اما نقد که؟! و نقد چه؟! و نقد یا نق؟!

  • حسن شواهدی
۰۳
شهریور

بسم الله الرحمن الرحیم

    کلیات نظام تزکیه در اسلام عنوان بخش اول از کتاب چندصد صفحه ای نظام تزکیه در اسلام تالیف استاد گرانقدر حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ عبدالله مجدمی (زید عزه) می باشد. این کتاب که مشتمل بر یک مدخل و پنج بخش اصلی است بر اساس موازین دینی و متون اصیل اسلامی و با رعایت شرایط بومی کشور و آداب فرهنگ ویژه مردم به رشته تحریر در آمده است. در این گفتار پیش رو بخش اول آن در ضمن24 صفحه تقدیم خوانندگان محترم میشود. اهم سرفصلهای این بخش به شرح زیر است:

1.پیشگفتاری درباره اهمیت علوم انسانی و لزوم بازتولید نظام آموزش و پروش کشور ما.

2.بررسی امکان یا عدم امکان تاسیس نظام ویژه تربیتی اسلام.

3.ارزش و ضرورت بحث از مبانی و نظام تزکیه در اسلام.

4.بررسی منابع استنباط نظام ویژه تزکیه در اسلام.

5.تعریف لفظی و تعریف حقیقی واژه تربیت و تزکیه.

6.تعریف علم تزکیه.

    مولف در بخش دوم با ادله متعدد به اثبات امکان تدوین نظام ویژه تزکیه در اسلام می پردازد و آن را لازمه جامعیت و خاتمیت دین مقدس اسلام برمی شمرد. در بخش سوم با ذکر دو دلیل ارزش بحث از نظام تزکیه در اسلام مورد تایید واقع شده و آن را موجب تحصیل سعادت واقعی انسان برمی شمرد. بخش چهارم اختصاص به بررسی منابع استنباط نظام ویژه تزکیه در اسلام دارد که مولف در نهایت سه منبع عقل عملی را در علوم اعتباری و عقل نظری را در علوم حقیقی و نیز نقل را مورد پذیرش قرار می دهد. نگارنده در بخش بعدی نیز ابتدا دو واژه تربیت و تزکیه را به صورت لفظی تعریف کرده و دو معنی را در این باره ذکر می نماید. سپس در همین بخش واژه تزکیه را به صورت حقیقی تعریف می کند. در این بخش نظر علامه شهید مطهری به طور دقیق مورد بررسی و تحلیل و نقد قرار گرفته است. در بخش نهایی هم مولف به ارائه تعریفی دقیق از علم تزکیه می پردازد.

    ناگفته نماند این نوشته به نیت ادای حق مقام مرجعیت دینی جهان تشیع و روحانیت مبارز نشر میشود باشد که حق کمی از آنها را ادا کرده و در آینده بتوانیم بقیه بخشهای این کتاب را تنظیم و نشر دهیم.

    برای دانلود بخش نخست کتاب کلیات نظام تزکیه در اسلام، اینجا کلیک کنید.

  • حسن شواهدی
۰۳
تیر

     حسن خلق برترین راهبرد جذب

    هر مکتبی برای بقای خود نیاز به مبنای فکری مستحکم و پیروان معتقد است. دین مقدس اسلام با هدایت هوشمندانه پیامبر رحمت و اولیای دین در مدت زمان بسیار کمی مستحکمترین قلعه های مخالفان و دشمنان را فتح نماید و این امر در تاریخ جهش نهضت اسلامی واقعا عجیب است. دعوت اسلامی در مدت زمان کمی نه تنها تواست افراد زیادی را به طرف خود جذب نماید بلکه توانست محتوای خود را در عمق جان آنها نفوذ داده و مردان معتقد پایمردی از آنها بسازد همچنانکه توانست این محبت خود را در سلسله درازی از زمان در دل مسلمانان بکارد.

    به راستی راز این موفقیت پیامبر رحمت و اهل بیت علیهم السلام چیست؟ گرچه غربیها مغرضانه یا جاهلانه علت این موفقیت انکار ناپذیر و حیرت آور را جنگ طلبی اولیای دین معرفی کنند اما حق آن است که بررسی دقیق قرآن کریم و سیره پیامبر اکرم و اهل بیت علیهم السلام نشان می دهد که منطقی بودن محتوای دعوت اسلامی و نیز اخلاق بسیار والای اولیای دین و به تبع شیعیان علت اصلی این موفقیت بوده است. قرآن کریم درباره حسن خلق شگرف و بی نظیر پیامبر میفرماید:

    «ای پیامبر به سبب رحمت ویژه الهی برای مسلمانان نرم خو گشته ای و اگر انسان خشک و سخت دلی بودی حتما مردم از اطرافت متفرق میشدند» (آل عمرن/159). در جای دیگر هم میفرماید: «ای پیامبر تو از اخلاق بزرگی برخورداری» (قلم/4).

    اهل بیت گرام نیز به شیعیان این راهبرد را در حفظ مکتب تشیع و جذب افراد دیگر مذاهب به آن توصیه کرده اند و فرموده اند:

    زید شحام میگوید امام صادق علیه السلام به من فرمود: سلام مرا به شیعیان و مدعیان پیروی من برسان که شما را به تقوای الهی و ورع در دین وتلاش در اطاعت الهی و راستگویی و امانتداری و طول سجود و احترام به همسایگان توصیه میکنم که پیامبر به اینها توصیه کرده است.. زیرا اگر مرد شیعه ای از شما ورع در دین و راستگویی و امانتداری و حسن خلق با مردم (اهل سنت) پیشه کند درباره او گفته میشود که این فرد جعفری است و این مرا شادمان میکند.. و گفته میشود این است ادب جعفر اما اگر شیعه ای اینگونه نباشد عار و ننگ رفتار او بر من وارد میشود و گفته میشود این است ادب جعفر...(الکافی.ج2.ص635).

    با توجه به این نکات برای ما انقلابیون بسی ضروری است با اخلاق بسیار بالا با مردم تعامل داشته باشیم که اینگونه میتوان دل مردم را نسبت به نظام اسلامی و انقلاب جذب بلکه شیفته نمود. بی شک اگر شخص انقلابی اخلاق را با توجه یا بی توجه رعایت نکند قبل از هر چیز ضربه این رفتار او به نظام مقدس اسلامی و رهبران آن خواهد خورد لذا تکلیف ما انقلابیون از این جهت بسیار سنگین است کما اینکه یکی از بهترین راههای ایجاد و تثبیت محبت مردم به انقلاب و نظام اسلامی همین رفتار متخلقانه و حسن خلق است.

    استاد حجت الاسلام و المسلمین عبدالله مجدمی (دام عزّه)

  • حسن شواهدی
۰۹
بهمن

بسم الله الرحمن الرحیم

تا رضایت مؤذن را جلب نکنید اذان نمی گویم...

    حجت الاسلام و المسلمین حسین انصاریان:

    یک روز عصر هوا ابر بود. درس اصول در مسجد اعظم در بعد از ظهر کمی طول کشید. مؤذن خبر نداشت در اتاقک حیاط بلندگو را روشن کرد و اذان سر داد. امام [خمینی رضوان الله علیه] درس را خاتمه دادند. شاگردان به مؤذن اعتراض شدید کردند. خبر به گوش امام رسید، فرمود: «تا رضایت مؤذن را جلب نکنید درس نمی گویم». پس از عذرخواهی از مؤذن درس را دوباره شروع کردند.

                                                 سلسلة موی دوست، ص47

  • حسن شواهدی
۲۷
دی

بسم الله الرحمن الرحیم

سوال :

آیه و سوره‌هایی که در مورد جهنم بر پیامبر (ص) نازل شده و ایشان را متاثر نمود چه می‌باشد؟

    همة آیات عذاب، پیامبر اعظم(ص) را متأثر می‌کرد، بخصوص آیه 23 سوره‌ی فجر که می‌فرماید: «و‍َ جیءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ یَتَذَکَّرُ الإِنْسانُ وَ أَنّی لَهُ الذِّکری». در تفسیر شریف مجمع البیان ( ج10، تحقیق علامه شعرانی، ص 487 ) ذیل این آیه حدیثی به این مضمون آمده است: هنگامی که این آیه نازل شد، حال پیامبر(ص) دگرگون شد تا آنجا که آثار آن در چهره‌اش نمایان گشت. اصحاب از مشاهده وضعیت پیامبر(ص) سخت نگران شدند و برخی از آنان نزد علی _علیه‌السلام_ رفته، عرض کردند امر مهمی رخ داده که این آثار را در پیامبر مشاهده کردیم؟ علی -علیه‌السلام- به سوی آن حضرت شتافت و آن حضرت را از پشت سر در بغل گرفت و میان دو کتفش را بوسید و عرض کرد: ای رسول خدا، پدر و مادرم فدایت باد امروز چه رخ داده است [ که اینگونه متأثر شده‌اید]؟ آن حضرت فرمود: فرشته وحی آمد واین آیه شریفه را بر من تلاوت کرد؛ از او پرسیدم جهنم چگونه آورده می‌شود؟ جبرئیل گفت: هفتاد هزار فرشته با هفتاد هزار ذمام او را می‌کشند و جهنم سرکشی می‌کند، به‌گونه‌ای که اگر رهایش کنند همه اهل محشر را می‌سوزاند. من متوجه جهنم می‌شوم و جهنم می‌گوید: ای محمد، مرا با تو کاری نیست؛ زیرا خدا گوشت ترا بر من حرام کرده است. پس کسی در صحرای محشر نمی‌ماند مگر آنکه می‌گوید [خداوندا نجات ده] خودم را، خودم را، و من می‌گویم امتم را، امتم را .


منبع: سایت اطلاع رسانی آثار آیت الله مصباح یزدی دامت برکاته

http://mesbahyazdi.ir/node/2853

  • حسن شواهدی
۲۴
دی

بسم الله الرحمن الرحیم

    صنعت بازیافت روح

     امروز صنعت بازیافت، یک صنعت پر مشتری در دنیاست. هرچیزی را شاید بتوان بازیافت کرد. انسان هم بر اثر زنگارهای گناه به آلودگی و سیاهی دچار می شود. گناه همانند زنگار، مانع حرکت سریع و درست انسان می شود. مثل مصرف روغن نامرغوب برای خودرو است. مثل تمیز نکردن فیلترهای هوا در ماشین است که چالاکی و حرکت استاندارد را از خودرو می گیرد. خدای متعال فرمولی را برای این جرم گیری و بازیافت روح ارائه می دهد: ذکر خدا، و خودش تضمین نموده است که اگر مرا یاد کردید، من هم شما را یاد می کنم؛

«أذکرونی، أذکرکم»

                        برگرفته از کتاب

                       خلاصه انسان شناسی در قرآن - شهید مطهری

  • حسن شواهدی
۲۴
دی

بسم الله الرحمن الرحیم

    حکایت ما

     تصور کنید که نوزاد در رحم قدرت تکلم و تجزیه و تحلیل داشته باشد. نوزاد در این حالت می خورد، می نوشد، می خوابد و رشد می کند. تصورش از دنیای خودش، همین رحم و فضای محدود است. مدتی که می گذرد، دستش رشد می کند، پایش بزرگ تر می شود، چشم، گوش، بینی و... را تجربه می کند. با خود می گوید این ها به چه کار من می آید؟! چرا جای مرا تنگ کرده اند؟! من دست را می خواهم چه؟ غذا خودش به دهانم وارد می شود! دیگر دست و پا می خواهم برای چه کاری؟ ... به او می گویند که تو پس از اقامت موقتی در این محل، به جهانی خواهی رفت که به همه ی این ها حتی بیشتر از آن هم! نیاز داری. تصور نوزاد تصوری است کودکانه و محدود به دنیای رحم. وقتی به دنیا می آید می بیند که دو دست هم کم است. با دو پا هم که بدود، باز به مقصد نمی رسد! داستان ما هم این گونه است. ما اگر پس از این دنیا نابود و نیست شویم، پس عقل برای چه به ما داده اند؟ چرا قدرت تفکر به ما داده اند؟ همان لذات حیوانی که همه ی حیوانات دارند، خیلی بهتر بود؟ اما قطعا اینگونه نیست. و ما را برای سرای دیگری می خواهند... هرچه به ما بگویند که این دنیا موقت است و رحل دائمی نیفکنید، گوشمان بدهکار نیست. می گویند خوب بکارید که در موقع درو دستتان خالی نباشد، باز بی توجه به دستورات الهی هستیم. آن دنیا می فهمیم که هرچه اعمال نیک انجام داده ایم، کم است و باید بیش از آن می کاشتیم... یادت آید هنگام درو؟...

                بر گرفته از خلاصه کتاب انسان شناسی در قرآن (شهید مطهری)

                 با کمی دخل و تصرّف


  • حسن شواهدی
۲۰
دی

بسم الله الرحمن الرحیم

    اى عزیز، امروز روز مهلت و عمل است؛ انبیاء آمدند و کتابها آوردند و دعوتها نمودند با این همه تشریفات و این همه تحمّل رنج و تعب که ما را از خواب غفلت بیدار و از سکر طبیعت هوشیار کنند و ما را به عالم نور و نشئه بهجت و سرور رسانند و به حیات ابدى و نعمتهاى سرمدى و لذّتهاى جاویدانى رسانند و از هلاک و شقاوت و نار و ظلمت و حسرت و ندامت رهایى دهند؛ تمام اینها براى خود ما بدون این که براى آنها نتیجه‏ اى حاصل شود و آن ذوات مقدّسه احتیاجى به ایمان و اعمال ما داشته باشند؛ با این وصف در ما به هیچ وجه اثرى نکرد و شیطان مسامعِ قلب ما را چنان گرفته و سلطنت بر باطن و ظاهر ما همچو پیدا کرده که هیچ یک از مواعظ آنها را در ما اثرى حاصل نشود، بلکه هیچ یک از آیات و اخبار به گوش قلب ما نرسد و از ظاهر گوش حیوانى تجاوز نکند.
    بالجمله، اى قارى محترم که این اوراق را مطالعه مى ‏کنى، مثل نویسنده خالى از همه انوار و تهى دست از همه اعمال صالحه و گرفتار هواهاى نفسانیّه مباش؛ تو به حال خود رحمى کن و از عمر خود نتیجه ‏اى حاصل کن؛ دقت در حال انبیاء و اولیاء کمّل کن و اشتهاهاى کاذب و وعده‏ هاى شیطان را پشت پا زن؛ مغرور گول شیطان مباش و فریب نفس امّاره مخور که تدلیس اینها بسیار دقیق است و هر امر باطلى را به صورت حق به انسان تعمیه مى‏کنند و انسان را فریب مى ‏دهند. گاهى به امید توبه در آخر عمر انسان را به شقاوت مى‏ کشانند، با آن که توبه در آخر عمر و تراکم ظلمات معاصى و بسیارى مظالم عباد و حقوق اللَّه امرى است بسیار صعب و مشکل. امروز که اراده انسان قوّت دارد و قواى جوانى برقرار است و درخت معصیت برومند نیست و سلطنت شیطان در نفس مستحکم نشده و نفس جدید العهد به ملکوت و قریب الافق به فطرت اللَّه است و شرایط حصول و قبول توبه سهل است، نمى ‏گذارند انسان قیام به توبه کند و این درخت سست را ریشه کن و سلطنت غیر مستقلّ را منقرض نماید، وعده ایّام پیرى را مى‏دهند که بعکس این، اراده ضعیف و قوا ناتوان و درخت معاصى گوناگون کهن و برومند و سلطنت ابلیس‏ در ظاهر و باطن مستقل و مستقرّ شده و الفت به طبیعت شدید و بُعد از ملکوت زیاد و نور فطرت خاموش و منطفى گردیده و شرایط توبه سخت و ناگوار شده است؛ این نیست جز غرور.

                                                                                   آداب الصلاة (آداب نماز)، ص 35

  • حسن شواهدی
۲۰
دی

بسم الله الرحمن الرحیم

    بدان اى عزیز که چنانچه از براى این بدن صحت و مرضى است و علاج و معالجى، براى نفس انسانى و روح آدمیزاده نیز صحت و مرض و سقم و سلامتى و علاج و معالجى است. صحت و سلامت آن عبارت است از اعتدال در طریق انسانیت، و مرض و سقم آن اعوجاج از طریق و انحراف از جاده انسانیت است. و اهمیت امراض نفسانیه هزاران درجه بیشتر از امراض جسمانیه است، زیرا که غایت این امراض منتهى مى ‏نماید انسان را به حلول موت، و همین که مرگ آمد و توجه نفس از بدن سلب شد، تمام امراض جسمانیه و خللهاى مادیه از او مرتفع شود و هیچیک از آلام و اسقام بدنیه براى او باقى نماند. و لیکن اگر خداى نخواسته داراى امراض روحیه و اسقام نفسیه باشد، اوّل سلب توجه نفس از بدن و حصول توجه به ملکوت خویش، اوّل پیدایش امراض و اسقام آن است. مثل توجه به دنیا و تعلق به آن، مثل مخدراتى است که انسان را از خود بیخود نموده، و سلب علاقه روح از دنیاى بدن باعث به خود آمدن آن است. و همین که به خود آمد، آلام و اسقام و امراضى که در باطن ذات داشت همه به او هجوم کند و تمام آنها که تا آن وقت مخفى بوده و مثل آتشى بوده که در زیر خاکستر پنهان بوده هویدا گردد. و آن امراض و آلام یا از او زایل نشود و ملازم او باشد، یا اگر زایل شدنى باشد، پس از هزاران سال در تحت فشارها و زحمتها و آتش‏ها و داغها مرتفع شود: آخر الدّواء الکىّ. قال تعالى: یَوْمَ یُحْمى عَلَیْها فی نارِ جَهنَّمَ فَتُکْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ و ظُهُورَهُمْ.

                                            چهل حدیث، ص 207


  • حسن شواهدی
۲۰
دی

بسم الله الرحمن الرحیم

    آیت الله بهاء الدینی (ره):

    وقتی رضا خان در صدد اجرای قانون کشف حجاب برآمد، بنا شد روزی در قم رؤسای ادارات و بعضی از سرشناس ها را حتی از علما (!!!) دعوت کنند، تا با همسرانشان در مجلس مختلط زن و مرد شرکت کنند. روزی قبل از این ماجرا در مدرسه ی فیضیه با جمعی تا ساعت سه نیمه شب در حجره بودیم. حاج آقا روح الله هم بود. وقتی افراد رفتند و مجلس خلوت شد رو کرد به ما و گفت اگر از ما بخواهند در مجلس شرکت کنیم، چه باید کرد؟ تا ما رفتیم فکرش را بکنیم، ایشان گفت: ما قبول نمی کنیم. هر چه می خواهد بشود. خودش سوال کرد؛ خودش هم جواب داد. دیگر نوبت به روحانیت نرسید. پهلوی هم یک فحش به آخوندها داده بود که اینها را ولشان کنید.

                                                 سیری در آفاق، ص 208


  • حسن شواهدی